گاهی وقتا باید همه چی دونفره باشه.غذاخوردن دونفره...قدم زدن دونفره

خندیدن دونفره و گریه کردن دونفره...یه نفری بودن گاهی وقتا حرص آدمو

درمیاره...من اون یه نفرم همیشه تو خیالمه و همیشه تو خیالم باهاش

میخندم و باهاش گریه میکنم و باهاش قدم میزنم...اون یه نفر

آدم خوب و آروم و دیوونه ایه...خیلی دوسش دارم...مطمئنم همتون اون یه

نفرو دارین...میتونه مث من تو خیالتون باشه و تو رویا باهاش از یه نفره

بشین دونفر یا میتونه تو زندگی واقعیتون باشه که باهاش بشین دونفره

که اگه اینجوریه خوش بحالتون...(این پستمم اصصصلا عاشقانه نبودا...چون

از عاشقانه نوشتن بدم میاد فقط حرف دلمو زدم همین...)

1-این آهنگ یه نوستالژِی محشره برام...بذارخیال کنم اگرچه بیخیالمی...

2-شدم آدمی که هرخری سرراشه درک میکنه ولی خودشو هیچکس

درک نمیکنه...

3-چقد اون لحظه ای که میفهمی تو زندگیت پراز آدمه ولی آدم تنهایی

هستی لحظه ی وحشتناکیه...من این لحظه رو دیروز ساعت 8:25 دقیقه

نزدیک غروب احساس کردم...

4-فائزه خیلی دوست دارم...واقعا از نسل صدفی...

5-سپیده دلم برات تنگ شده.

6-امام رضا دلم برات تنگ شده...برا گریه کردن تو حرمت و نشستن روی

کاشیای حرمت که توسرمای زمستون گرم گرمن...دیدن حرمت از پشت

پرده ی اشک یه آرامشی داره که با هیچی عوضش نمیکنم...