حالم این روزا سرجاش نیس...چه مرگمه؟
سلام این روزا حال من خوب نیس شما چطور؟حالم خوب نیس چون
1:چطور میتونم تو این دنیایی که پر از کودک آزاری و جنایت و قتل و کلی
کثافت کاری دیگه هست خوب باشم؟لابد میگی به تو چه؟کسی به تو
کاری نداره؟درسته ولی منی که این خبرارو میشنوم واقعا اعصابم خرد
میشه وقتی قیافه ی پژمرده و چشمای کبود امید رو میبینم که مامانش
واسه دوگرم مواد اینطوری باهاش رفتار میکنه اعصابم خرد میشه وقتی
آمنه رو میبینم که روصورتش اسید پاشیدن یا مهسایی که از پشت بهش
چاقوزدن یا روح الله داداشی آروم رو میبینم که به قتل رسوندنش یا نخبه
ای که ترورش کردن یا یا یا یا هزار تا یا دیگه....چطور خوب باشم؟تازگیا یه
ترسوی تمام عیارم یه جیک صدا کافیه تا از جام بپرم...آدم ترسو و بزدلی
شدم تازگیا.حالم خوب نیس چون2:به این نتیجه رسیدم من خودم
نیستم.چون با هر آدمی تو زندگیم جوری رفتارمیکنم که دوس داشته باشه
یعنی خودمو هم رنگ و هم شکل اون میکنم تاباهام احساس راحتی کنه
دیگه از این چند نقابی بودن خسته شدم خودمو میخوام صاف و ساده
بدون هیچ نقابی...راستی چه حس خوبی داره شبا بیدار باشی و تا
3الی4نصفه شب مثل بچه ها تاب بازی کنی و به هرچی تو این دنیاس تو
تاریکی فکرکنی من هرشب میکنم این کارو.محشره.دعا کنین هم این
ترس لعنتیم از بین بره هم این نقاب های زشت و رنگیم...
دوش دیوانه شدم